تبليغاتX
هر کجا هستم باشم آسمان مال من است...

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است...

به سراغ من اگر می آیی                                                                                       

دگر آسوده نیا                                                                    

چند وقتی ست که فولاد شده                               

چینی نازک تنهایی من........

 

فقر همه جا زبانه میکشد...

فقر گرسنگی نیست.. عریانی نیست..

اینجا درون زندگی من که محدود به 4 اتاق است فقر زبانه می کشد نمدانم چه بگویم نمیدانم چه می گویم هوس بازی کرده ا م بیا

خب ، ببين ...

بيا درست مثل ِ كودكي هايمان ... بازي را از نو شروع كنیم.

تو چشم بگذاري و من قايم شوم ...

اگر پيدايم كردي هرچه گفتي قبول ..

حالا ،

تو چشم ميگذاري و من قايم ميشوم ...

درست در پشت ِ سرت ...................................................

و تو مي گردي و من پيدا نمي شوم .......

ديدي ؟

...

من اينقدر نزديك  شده ام .................که هرگز مرا پيدا نكردي ...

نه من ؛ نه آن سايه ي اضافي ِ روي ديوار ...

حالا قضاوت با خودت  خب ، حوصله اَم سر رفت ...

-بيا اصلاً يك چيز ِ ديگر بازي كنيم ..

 اوهوم .....تو بگو !

خب ، اين بازي خيلي جديد است ، شديد !

- بگو بگو ، بگو بازي كنيم

خب ببين ... تو يكي يكي اسم ِ شادی های مرا مي گويي  ... و من پشت بند ِ هركدام اضافه میکنم ......................پر!!!!


باز هم بگذریم  بگذار برایت بگویم من چه دارم..........

من یک چهاردیواری دارم...

من یک چهاردیواری دارم وکاغذو قلمی قلمی که گاه و بی گاه جورمرا میکشد

وحرف های ناگفته ام را برکاغذ مینویسد.د ر آن لحظه،قلمم مثل زبانم نیست

من من نمیکند،کم نمی آوردو...مینویسد.

شیوا،بی غلط و بدون بروز هرگونه احساسی. وقتی مینویسم گونه هایم سرخ نمیشوند.

اشک هایم فرونمی ریزند. عصبانی نمی شوم.ز صدایم هم نمی لرزد...

وکاغذ چه صبور،نوشته هایم را گوش می دهد!

واکنشی از خشم در او نیست،

نگاه عاقل اندر سفیه نمی اندازد، مرا به خاموشی وا نمیدارد،

تنهایم نیز نمی گذارد...در آخر من آرام و سبکبال،به کاغذم میگویم

همه این هارا گفتم که بگویم گفتن بلد نیستم اما نوشتنم بد نیست.

و او همچنان صبور گوش می کند...

آن کاغذم را به آب می سپارم

وآب می داند آنرا به دست چه کسی برساند....

ومن دوباره به چهاردیواری ام باز می گردم

در پی قلمم و(کاغذ صبوری)دیگر...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 22:50  توسط جوجو اردك زشت  | 

قصه های مادر بزرگ همش دروغ بود!

 همیشه یکی بوده و دیگری حق نداشته باشه و همیشه آسمان کبود و خاکستری تا زیر این آسمان یا همان گنبد کبود هیچ کس نباشد که آبی دریایی را بفهمد

اما همه اینها به کناری و این به کناری که جنایت بشر است که پایان هیچ شاهنامه ای واقعا !! خوش نیست(به قول يكي از اساتيد پايان شاهنامه جلد است) و انتهای هیچ داستانی کلاغها بنا نیست به خانه شان برسند

 خوب که فکر می کنم می بینم تمام قصه های مادر بزرگ دروغ بود .آن هم دروغهاي بزرگ و دوغكي...

 ما که هیچ وقت نفهمیدیم بالا کجاست که برویم ببینیم ماستی هست که راست باشد یا نه، ولی این پایین همیشه بساط دوغ و دروغ فراهم بود . همیشه شب و سیاهی بود ، همیشه غم و گریه بود ، همیشه کسی بود که نباشد در حالی که باید باشد و

عشق همیشه بود در حالی که هیچ وقت نبود و خدا هیچ وقت نبود در حالی که همیشه بود

 

بابا امشب واسم فال حافظ گرفت:

فاش مي گويم و از گفته ي خود دلشادم...........بنده ي عشقم و از هر دو جهان آزادم

ميخندم.... بابا هم ميخنده... نميدونم چرا؟!

من به فال گيري اعتقادي ندارم اما معتقدم يه فالي واسه همه هست  كه دارن مسيرشو دنبال مي كنن همون كه خدا و روزگار واسشون مشخص مي كنه

 

من هميشه دوست دارم اونايي رو كه هيچ كس نمينويسه بنويسم  اوج تموم احساساتم تو اين روزا خلاصه شد تو اين بلاگ كه الان ديگه مثل خودم به درد كسي نمي خوره...

من زياد مي نويسم اما همشو اينبار به دست باد كه نه

به آب روان ميسپارم

بايد بود... بايد رفت.. بايد نشست.... بايد شنيد...... بايد خنديد..... بايد گريست..... بايد دروغ گفت.. بايد تنهاي... تنهاي.... تنها..... بايد پريد

دلم واسه يه چيزي تنگ شده تو مي فهمي اينو؟ مي فهمي؟

واسه دريا و موجاش و ساحلي كه هرجا دريا باشه اونم هست....

واسه آخرين باري كه نماز خوندم.... !!!

من دلم تنگ شده... واسه يه خواب طولاني بدون دلواپسي

واسه اينكه روبروي هم بشينيم چشامونو ببنديم... بعد اروم پلكهاتو باز كني و نگاهم كني ومن هم فكر كنم كه تو به همان چيزي فكر ميكني كه من فكر مي كنم(هرچند داري گزارش فوتبال و با داوريش مقايسه مي كني)

نمي دونم گاهي فكر ميكنم خوش به حالت....

من نمي خوام چيزهايي را كه بايد در يادم باشد با بستن نخ به سر انگشتانم در خاطرم نگه دارم نمي خواهم آدامس بجوم تا يادم نرود در صورتم دهاني دارم!

ببين تو نمي دوني! آدما براي اينكه صاحب ارزش و اعتبار باشن بايد تو قالب يه سري تعاريف بگنجن تا بگيم خوبن يابد! تا قبولشون كنيم! تا حق زندگي براشون قائل بشيم

تا بهشت و جهنم رو قسمت كنيم... مي خوام بگم مرز آزادي من تو قالب اين تعاريف نمي گنجه.... مي خوام ببينم آخر اين واژه ها مقصدشونو پيدا مي كنن؟ واژه هايي كه نمي دانم با چه اميدي سنگفرش سپيدي اين صفحه ميشن اگر مفهوم اين سطرهاي آشفته را نمي فهمي و اگر مثل من هنگام نوشتن تنها تجربه ات كمي ابهام باشد بهتر از اين نميشود . ببين اگر بخواهي حقيقت آن چيزي را كه درون ذهنت و اطرافت ميگذرد را بنويسي نوشته ات به اين سر نوشت دچار خواهد شد.. و تمامش كنم.. نه حرف ار تمام شدن نيست حرف از علت تمام شدن است. حرف از زماني است كه قسم خوردن به جان يكديگر كار آساني نبود نه الان كه قسم كوچكمان جان هم است!  مراقب چيزهايي كه اگر بشكنند دیگر نمی شود کاریشان کرد باشیم!

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 21:1  توسط جوجو اردك زشت  | 

اگه دوست داری با من ببین یا بزار باهات ببینمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com



با من بگو یا بزار با تو بگمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com



سلامامونو...عشقامونو....دردامونو..تنهاییامونوتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

حرفی به من بزن...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشدتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

جز درک حس زنده بودن از تو چه می خواهد؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

سلام دوس جونا خوابيد يا خوبید؟؟؟

 

این پست رو دارم با چشماني نیمه باز می نویسم تا ميام همه چيو جمع و جور كنم ميشه اين موقع

شب چيزاي زيادي داشتم واسه گفتن اما بعضي حرفا همون گفته نشن قشنگ ترن بازم رفتم تو عالم بچگيو اينكه وقتي كوچيك بوديم دلمون بزرگ بود، ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر

دلتنگيم. كاش كوچيك مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن، نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد هم كه مي زنيم، باز كسي حرفمون رو نميفهمهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

همیشه وقتی دلتنگ میشم اونقدر که جایی برای حرف زدن نمی مونهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com، می نویسم ... می نویسم ریز و درشت ، زشت و زیبا ، خوش خط و بد خط! می نویسم و پاره می کنم ...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com پاره می کنم و پشیمون میشم ... پشیمون میشم و تکه پاره ها رو بهم می چسبونم ... تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comوقتی تکه ها رو بهم

 می چسبونم یه حرفایی این وسط گم میشن ... مثل همین نونی که اینجا بود ... اینجا ، قبل از کلمۀ

"دارم" ... توی کاغذم قبل از انهدام نوشته بودم : "دیگه خسته م ، حوصله ندارم ... دیگه حوصلۀ خودمو

تو و زندگی رو ندارم ... میدونی چیه دوستت ندارم " حالا که کاغذو پاره کردم و بهم چسبوندم بازم خسته

 م ، حوصله ندارم ... دیگه حوصلۀ خودمو تو و زندگی رو ندارم ... اما میدونی چیه هنوزم دوستت دارم

من دغدغه دارم که این روزها در سرزمینی زندگی می کنم


که در آن دویدن، سهم کسانی است که نمی رسند


و رسیدن، حق کسانی است که نمی دوند

 

از دانشگاهي كه رو هواست خسته ام از روزه گرفتن خسته ام از چيدن واژه ها كنار هم از واژه هاي سر

خورده اي كه واسه تو كنار ميزارم امشب ياد يه دوست افتادم همين بس كه اسمش مريم هست و اهل

شماله(ادامه ي بيوگرافي به دليل مسائل امنيتي سانسور شده است تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comكنجكاوي نفرماييد) يه جا

 يه گوشه ي دفترم نوشته بود

 «گريه نكن!

خورشيد را از دست دادي!

شايد تمام ستاره ها را هم از دست بدهي»(اوج نا اميديه)

اون موقع نفهميدم چيه جريان تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاما يه اتفاق بد واسش افتاد تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comخيلي وقت پيش، تو اوج بي تابي و گريه هاش اين دست خطشو بهش نشون دادم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comاشكاشو پاك كرد و نذاشت ستاره هاش از دست

 برن.... كسي نيست كه بهم بگه گريه نكن و...... چند تا نقطه چين! يه نفر ديگه هم گفته بود اونكه

وحشتاناكه ارتفاع نيست افتادن از ارتفاعه... من همه ي اينارو ميشنوم و نمي شنوم كسيو كه خوابيده

ميشه بيدار كرد تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاما اونيو كه خودشو به خواب زده نه! شايد من همونيم كه خودشو به خواب زده و

قطعا من همونم و كاش نبودم ميگه من منفي نگرم و نيمه ي خاليه «ليوان، استكان، فنجان، كاسه ،

قابلمه، كتري و اشيائي از اين قبيل...» رو ميبينم شايد راست ميگه دانشگاهم رو هواست به نظر تو اين

قسمت مثبتي هم داره كه بهش بنگرم؟ كادو تولد داداشم و بهش ميدم حتي بهم نگاه نمي كنهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com چقدر جنبه هاي مثبت داره كه من نمي بينم... سيستمم داغون و سازم هميشه ناكوك تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comخوب

 اينا خيلي وجوه مثبتي دارن تينا هم درست وقتي سپرده شده به من بايد ناپديد بشه توجه!« تينا جزو

انسانها نيست پرنده است» باشه! خورشيد مورشيد كه دورو بر ما نيست اما چشم! گريه نمي كنيمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com كه مبادا همين دو سه تا ستاره ي بي نورو هم خير سرمون از دست نديمتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

فتوايي از طرف اينجانب«انسان در اين دنيا مسافري بيش نيست، و روزه بر مسافر واجب

نيست اين هم از مشكل روزه»

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

نامه اي در جيبم و گلي در مشتم پنهان استعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

                                   غصه اي دارم.......... با ني لبكيعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

سر كوهي گر نيست....... ته چاهي بدهيد...عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

                                                      تا براي دل خود بنوازمعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com*..........عشق جايش تنگ است........* تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:5  توسط جوجو اردك زشت  | 

جومونگ....

 هم اکنون که دارم آپ میکنم حالتم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com اما خوب به علت پخش نابهنگام سريال جومونگ آپ كردن اين وبلاگ به تاخير افتاد اما واقعا دلم واسه اين بانو سويا (؟؟؟؟) كباب شد تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comخدا نگذره از باعث و با نيش...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comحالا باز خوبه بنده خدا ها خودشون گفتن كه بابا اين افسانه ست وگرنه ما ايرانيا ديگه چيكار مي كرديم  حد اقل من و خونوادم با اينكه مي دونيم افسا نه ست اما به مدت يك ساعت با دهاني نيمه باز و چشماني گرد تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comو گونه هاي چسبيده به شيشه ي تلويزيون و بدون حرکت تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com مشغول تماشاي جومونگ مي شويم تازه من شنيدم يه نفر مي خواسته تغيير نام بده و اسمشو بذاره جومونگ... تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتازه من به يك نكته ي ظريف دقت كردم كه اين كره اي ها تنها چيزي كه تو صورتشون ديده نمي شه چشماشونه اما توي برنامه هاي كودكشون نصف صورت عوامل برنامه تشكيل يافته از چشم( خوبه كه ادم خودش ضعف شو به نمايش بذاره ها..... اصلا ببين من مي خواستم يه چيز ديگه بگم مگه اين جومونگ و دارو دستش حواس مي ذارن واسه آدم؟ تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comحالا يه داستان بخونيم راستي سلام هم يادم رفت جومونگه ديگه.....

سلام دوس جونا تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم

و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!!

ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم.

من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست


باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتار مرد،

از همه همکاران و دوستانش مي خواهد که عکسي از نامزد،

برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به او قرض بدهند

و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بي وفايش،

در يک پاکت گذاشته و همراه با يادداشتي برايش پست مي کند،

به اين مضمون:

روبرت عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم،

لطفاً عکس خودت را از ميان عکسهاي توي پاکت جدا کن و بقيه را به من برگردان .....

                                         

 

كسي كه به من اعتماد مي كند از كسي كه مرا دوست دارد گامي فراتر نهاده است

هيچ وقت چيزي رو خوب نمي فهمي مگر اينكه بتوني  به مادر بزرگت توضيحش بدي ‹‹آلبرت انيشتين››

 

يادمه هميشه بچگيا آرزو داشتم بزرگ بشم كه بفهمم كه بدونم اما.... اگه مي دونستم بزرگ شدن و

فهميدن و دونستن اينقدر پر قصه و پر غصه است هيچ وقت آرزو شو نمي كردم....

يادمه سال اولي كه روزه گرفتم مامان بزرگم بهم يه پيراهن هديه داد تازه نمي دونست كه دروغكي روزه

گرفته بودم... تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comنه .. نه مي دونست اما خيلي ذوق كردم... كوتاه بود عمر مهربونيش. مامانم بزرگ

نيستي ببيني كه ديگه راستكي روزه مي گيرم پس هديم كو؟ مامان بزرگ نيستي كه ببيني بزرگ

 شدم دستاي تو كوتاه شد و دستاي من خالي...امشب نميدونم چرا ياد شما افتادم گرچه از وقتي كه رفتيد حتي يه بارم به خوابم نيومديد چون علاقه ي شديدي به اينجانب داشتيدتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

خوب دیگه خیلی حرف زدم شرمنده( نه بابا این حرفا چیه دشمنت شرمنده) فعلا بای دوس جونا

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 2:21  توسط جوجو اردك زشت  | 

تولد من

به قطرات شمع تولدم كه به روي گونه هايم مي لغزد مي نگرم دستم را به گونه ام مي كشم....

اين پارافين ذوب شده ي شمع است؟؟!!!

جلوي آينه مي روم چشمانم قرمز است... قرمز قرمز..

چرا شمع تولدم را درون چشمانم افروخته اند؟

گونه هايم مي سوزد چشمان من شمع تولد امسالم بود

نميدانم چرا شمع تولدم امسال روشن نشده ذوب شد و به روي گونه هايم ريخت....!!!

من امروز بعد از تکرار مردادها  دوباره متولد شدم!


امروز من از دیروز سرایت کردم

و یکسال به یکسال هایی که از روز به دنیا آمدنم گذشت،

اضافه شد.

امروز تولد من است .....

و اما چه کسی می داند این  تولد ها تا کجا خواهند

 بود....

 چه کسی می داند چند تولد مانده به مرگ؟....

امروز انگار خدا فرصت تأملی به من بخشیده،

تا این بار برای تولدم من نیز هدیه ای داشته باشم

من دوباره شروع می کنم،

یک 20 مرداد و یک تولد دوباره!

کاش تولدم مبارک باشد!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زيبا ترين تولد شايد شب آغازين بي دغدغه ي ماندن در گاهواره باشد چراكه بعد از آن عمري سوختن و هم نشين شدن با اشك چون فواره است

گمانم هيچ كس هرگز تولد خويش را نخواهد ديد....!!!!

۲۰‌‍‍|۵|

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 18:43  توسط جوجو اردك زشت  | 

جوجو مي خواد بره سفر

 

 

سلام به همه ی دوستای خوب خودمتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comنه ببخشید اشتباه شدتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com آها حالا درست شد بچه ها من ۱ یا ۲ هفته ای نیستم می خوام برم مسافرت دلم واسه همتون تنگ میشهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com یه وقت فراموشم نکنیداااا تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com حالا بریم سراغ آپمونتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یه داستان بخونیم....تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد.
ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.
شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟
- خواهش میکنم!
- من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟
- من یه پیشنهاد دارم!
- چه پیشنهادی؟
- فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم.
زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت:
- چه اشکال داره ، موافقم!
- قبول؟
- قبول!
- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد. دیگه هم مزاحم من نشو
تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com (يعني اينكه خانومه له شد)

وقتي كه نيستي....

                    نه هست هاي ما چونان كه بايدند...

                                 نه بايدها!

مثل هميشه آخر حرفم،

                حرف آخرم را با بغض مي خورم....

عمريست لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره مي كنم ...

                                    باشد براي روز مبادا...!!!

 

بچه ها فعلا خداحافظ نظر يادتون نره  تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com   تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 0:47  توسط جوجو اردك زشت  | 

به خدا پروانه ها قبل از اينكه پير شوند مي ميرند!

 

دست من خالي، دل من پر....

كاش مي فهميدم هيچ پروانه اي، پري روز پيلگي خويش را به ياد نمي آورد...

از خانه كه مي آيي تحمل طولاني بياور احتمال گرستن من بسيار است..

به خدا پروانه ها قبل از اينكه پير شوند مي ميرند!

حال مهم نبست كه من تشنه به روياي آب بميرم..!!!

دوست جونا خوبید؟

فقط براي او.....

مي رسه روزگاري كه حضور كسي برات سوهان روح مي شه.

 يادت مي ره كه يه وقتايي بودن كنار اون ، چقدر برات خوشايند بوده.

يادت مي ره كه براي لحظه هاي با هم بودنتون چقدر از خدا تشكر مي كردي...

يادت مي ره اون همون كسيه كه يادگار روزهاي بي قراريته...

روزهايي كه سفيد بودن و قشنگ

يادت مي ره كه اگه يه روز ناخوشي كوچيكي تو احوالاتش پديدار مي شد تو هم بدتر از اون مي شدي

يادت مي ره كه حس كردن حضورش چطور سنگيني روحتو براي تنت قابل تحمل مي كرد...

يادت مي ره كه اون تجسم گذشته هاييه كه خيليها نمي تونن باورش داشته باشن

يادت مي ره كه...

به اينجا كع مي رسي برگرد و نگاهي به پشت سرت بنداز!

مثل روز روشنه برام كه اون دور دورا_يا شايد هم نه خيلي دور_ همهي اين لحظه ها رو ميبيني

و انگشت به دندون مي گزي وبا حسرت اون روزهارو مرور مي كني....

اون وقت برگرد و به زندگي من شيريني همون روزهارو بده....

همون روزايي كه سفيد بودن و قشنگ!!!

يه داستان.....

خانم جواني در  سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود..

بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري ميکرد

و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود ..پس تصميم گرفت يه کتاب بخره

و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه ..اون همينطور يه پاکت  شيريني خريد...

 اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود ..

تا هم  با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. کنار دستش .

اون جايي که پاکت شيريني اش بود .يه آقايي نشست  روي صندلي کنارش

 وشروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود .. 

وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت  برداشت..آقاهه هم يه دونه ورداشت ..

خانومه عصباني شد  ولي به روش نياورد..فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره ..

اگه حال و  حوصله داشتم حسابي حالشو ميگرفتم هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت ..

آقاهه هم يکي ور ميداشت .

ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه

 وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه .

 حالا اين آقاي پر رو و سواستفاده چي ...چه عکس العملي نشون ميده..هان؟؟؟؟

آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت ..دو قسمت کرد  و نصفشو داد خانومه

 و..نصف ديگه شو خودش خورد.. اه ..اين ديگه خيلي رو ميخواد...

خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد.

در حالي که حسابي قاطي کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت

وعصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما ..

نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره..که يک دفعه غافلگير شد..چرا

براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>> 

فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.

اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي خريده بود تو کيفش گذاشته بود.

اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي  شيريني هاشو با او تقسيم کرده بود

 در زماني که اون عصباني بود و فکر ميکرد که در واقع اونه که داره شيريني هاشو اقاهه ميخوره

 و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم  نداره

 چهار چيز هست که غير قابل جبران  و برگشت ناپذير هست .

  1. سنگ بعد از اين که پرتاب شد
  2. دشنام .. بعد از اين که گفته شد..
  3. موقعيت .... بعد از اين که از دست رفت
  4. و زمان... بعد از اين  که گذشت و سپري شد

 يك تست روانشناسي....

 

سوالي رو که در پايين متن مشاهده مي کنيد

 و يک تست روانشاني CSI:Crime Scene Investigation است .

 متن را با دقت بخوانيد تک تک کلمات در جواب نهايي تاثير دارند:

 

يک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردي را مي بيند که قبلا او را نمي شناخت.

 او با خود انديشيد که اين مرد بسيار جذاب است.

او با خود گفت او همان مرد رويايي من است و

 در همان جا عاشق او مي شود .اما هيچگاه از او تقاضاي شماره نمي کند

 و ديگر آن مرد را نمي بيند. چند روز بعد او خواهر خود را مي کشد.

 

به نظر شما انگيزه ي او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

يه كم فكر كن بعد برو ادامه مطلب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 16:43  توسط جوجو اردك زشت  | 

از هر کجا یه چیزی...

 

 

 

چیه؟ دوس دارم جیغ بزنم مشکلی داری؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوب بیا دعوا نکنیم

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی خوبید دوس جونا؟

وای از دست این امتحان هااا تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


من که هیچوقت نمره بالایه 12 نگرفتمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

( اون جيغ بالايي به خاطر اين بود)

بهم هشدار دادن اگه نمرت بازم کم بشه از تحصیل منع بشمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


ولی باید به راههای کسب نمره فکر کنمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


که یکیش تقلب چند بار تو کاغذ تقلب بردم سر جلسه لووووو رفتمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

یه راه ساده تر نامه نگاری واسه استاده  که نمونه مستندش رو این زیر میبینید... 

 

 

 

 

                                                                                                   

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  مثل پروانه مي گردم دور سرت كه همه ببينن و برن از دورو برت    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

                                                                                         

 

*********************************************

بزرگی میگه: " به جای اینکه به نداشته هایمان بنالیم بیایید به داشته هایمان ببالیم " .

نمی دونم این حرفا و جملات نغزو می زنم تا به خودم دلداری بدم یا اینکه خودمو تو جیه کنمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

*********************************************

شعراي مريم حيدر زاده رو خوندي چيزي ازشون مي فهمي؟

اينهمه خواهش و التماس اونم واسه يه معشوق زميني؟ ارزش داره؟

شايدم يه معبود آسموني...

مريم ميگه آدما دو دسته اند يا نامه مي دن يا ادامه؟ اونا نامه مي دن و آدم هاي مقابل به آزارشون ادامه....

اون ميگه اولين دروغ ناخواسته ي دنيا رو كتاب فارسي كلاس اول بهش گفته:

‹‹بابا آب داد›› راست ميگه!

مگه هميشه روزهاي هفت هشت سالگي هرچه مي خواستيم سراغ مادر نمي رفتيم؟؟؟

و گناه واژه ي مادر اينه كه سخت تر از بابا مي توان آنرا نوشت

به قول حافظ عزيز:

‹‹شرط اول قدم آن است كه مجنون باشي››

و از مولانا آموخته ام:

‹‹آن چه يافت مي نشود آنم آرزوست››

*********************************************

شنیدید میگن:

( ( عشقت را رها کن ، اگر خودش برگشت ، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده ) )

 

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند

 

با خواندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند

 

و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند .

 

چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف (  ويليام شکسپير ) بر مي خورند

 

( ( عشقت را رها کن ، اگر خودش برگشت ، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده ) )

 

كـسـي ايـن ويـلـيـام را نـديـده

 

ويـلـيـام مـگـه بـه دسـتـم نـيـوفـتـي ( جوان هاي مردم را با اين حرفهايت از هم جدا ميكني )تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 16:1  توسط جوجو اردك زشت  | 

جوجو بیچاره می شود

سلام به همه ي جو جو ها تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوبيد دوست جونا؟

كارنامه مو ديديد؟واق عن ‹واقعا› دارم ديوونه مي شم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

منكه اصلا خوب نيستم چون اين چند روز همش تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

يعني همش در حال دويدن از اين دانشگاه به اون دانشگاه دنبال اساتيد محترم

 و در خواست نمره بودم كه البته هيچ كدومو هم پيدا نكردم

و الان واقعا دپرسم ودر آستانه ي مرگ قرار دارم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comچراكه اگه مشروط

بشم.......وااااااااااااااي.....

احساس مي كنم دارم سرو ته زندگي ميكنم يعني سرم رو زمينه پاهام رو هوا...

فهميدي چطوري؟؟؟؟؟؟

اينطوري بابا تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دلم يه شادي بزرگ مي خواد .. دوستاي دبيرستانمو مي خوام دلم تنگهتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

حس ميكنم دارم شنا مي كنم اونم تو كوير تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

فكرشو بكن....

حالا هم به جاي اين خزعبلات بي مورد بهتره بشينيم تو خو نه كشكمونو بسابيم يا اينكه يه قل دو قل بازي كنيم

يا زير نور چراغ مطالعه قصه ي حسين كرد بخونيم

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تست بينايي يه امتحاني بكني بد نيست

مي تونيد حرفC رو تو حروف زير پيدا كنيد؟

OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOCOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO

اگه پیداش کردید


اگه پیداش کردید حال ببینید می تونید N را در میان حروف زیر پیدا کنید؟


MMMMMMMMMMMMM
MMMMMMMMMMMMM
MMMMMMMMMMMMM
MMMMMMMNMMMMM
MMMMMMMMMMMMM
MMMMMMMMMMMMM
MMMMMMMMMMMMM
MMMMMMMMMMMMM
MMMMMMMMMMMMM
MMMMMMMMMMMMM

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این داستانو هم اگه بخونید چیزای جدیدی یاد می گیرید مثلا.....تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.
مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".
تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می دونید چرا؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

*ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و

 اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده

 و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 * چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي 

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد

اين كار را انجام دهند 

 *اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي 

 *چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

  *چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

  *شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون

   *اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

  *چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

  *ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

  *خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

  *بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: ?لطفاً بچرخانيد

  *چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

   *چرا فيل از سوراخ سوزن رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش گره داره

 خیلی بی مزه بود سعی کنید الکی بخندید.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 18:44  توسط جوجو اردك زشت  | 

اشکی بر گذرگاه تاریخ

از همان روزی که دست حضرت قابیل

 

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

 

از همان روزی که فرزندان آدم

 

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید,

 

آدمیت مرد!

 

گرچه آدم زنده بود.

 

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

 

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

 

آدمیت مرده بود

 

بعد, دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب,

 

گشت و گشت....

ای دریغ!

 

آدمیت برنگشت!

 

قرن ما

 

روزگار مرگ انسانیت است

 

سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی ست

 

صحبت از آزادگی, پاکی مروت ابلهی ست

 

صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست,

 

قرن موسی«موسی چومبه» هاست

 

روزگار مرگ انسانیت است:

 

من, که از پژمردن یک شاخه گل,

 

از نگاه ساکت یک کودک بیمار ,

 

از فغان یک قناری در قفس،

 

از غم یک مرد در زنجیر_حتی قاتلی بر دار_

 

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

 

واندرین ایام، زهرم در پیاله،اشک و خونمدر سبوست

 

مرگ او را از کجا باور کنم؟

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

 

وای! جنگل را بیایان می کنند

 

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند!

 

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

 

آنچه این نا مردمان با جان انسان می کنند!

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

 

فرض کن: مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

 

فرض کن: یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

 

فرض کن: جنگل بیابان بود از روز نخست!

 

در کویری سوت و کور ،

 

در میان مردمی با این مصیبت ها، صبور

 

صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق

 

گفتگو از مرگ انسانیت است...! 

 

 

دلم یک کلبه می خواهد.....

 

فقط یک کلبه ی تنها............... که آنجا هرچه می خواهم بخوابم

 

بی صدای زنگ ساعت ها...!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 14:34  توسط جوجو اردك زشت  | 

مادر....

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید می گویند فردا شما مرا به زمین

 می فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی

 به آنجا بروم ؟

اما کودک هنوز مطمئن نبود می خواهد برود یا نه ...!

 خداوند پاسخ داد:

از میان تعداد بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام. او از تو

نگهداری  خواهد کرد.

اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه ...

اما اینجا در بهشت من  هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم اینها برای شادی

من کافی هستند .

خداوند لبخند زد * فرشته تو برایت آواز  می خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد  تو

 عشق او را احساس خواهی کرد

کودک  ادامه  داد  من  چطور می توانم  بفهمم  مردم چه می گویند  وقنی  زبان  آنها

 را نمی دانم ؟

خداوند او  را  نوازش  کرد و گفت :

فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو

زمزمه خواهد کرد  و با دقت و صبوری به تو یادخواهد داد که چگونه صحبت کنی *

کودک با ناراحتی گفت  وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم ؟

اما خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت  !

فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه

دعا کنی

کودک سرش را برگرداند و پرسید  :

شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنندچه کسی از من

محافظت خواهد کرد ؟

* فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود *

کودک با نگرانی ادامه داد :

اما من همیشه  به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود ...!

خداوند لبخندی زد و گفت :

فرشته ات همیشه درباره من صحبت خواهدکرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد

آموخت گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود...

در آن هنگام  بهشت آرام  بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد...!!؟

کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند...

او به آرامی یک سوال دیگر از خدا وند پرسید:

خدایا ! خدایا !

اگر من باید  همین حالا بروم  لطفا  نام  فرشته ام  را   به من بگو...

 نام فرشته ات اهمیتی ندارد می توانی  او  را * مادر * صدا کنی !

 

این روز بزرگ و گرامی رو به همه ی مادرا و خانومای عزیز که بدون شک

بهشت زیر پای همشونه تبریک میگم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 19:29  توسط جوجو اردك زشت  | 

یه داستان و.....

يك روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال نوشتن بود؛ روباهي از نزديكي رد مي‌شد................

البته ادامش تو ادامه مطلبه

سلامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 امروز رفتم رای دادم البته اون نبود و منتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com...... با قاطعیت تمام می دونم به اون کسی که من رای بدم همون رای میارهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com( اعتماد به نفسو داری تورو خدا؟  تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com)

البته ناگفته نمونه که خیلی شلوغ بودتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com انگار این رای دادنو جهت گرفتنو کلکل کردنا هم مد امسال بود عجیییییبه ها................تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوب فعلا تموم شد این داستانو بخون قشنگه خداحافظتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 20:44  توسط جوجو اردك زشت  | 

.....

سيدي تنها به رنگ سبز نيست....

 

هيچ داني مادر سادات كيست؟

 

طالب سبزم، نه آن سبز ريا...

 

سبز هم بازيچه شد، مهدي بيا

 

سلام. نمي خوام اين وب كوچولو رو سياسيش كنم . اين مطلب رو هم يكي از دوستان واسم اس ام اس كرد و واقعا به دلم نشت با خودم فكر كردم كه ماها داريم چيكار مي كنيم وقتي اين پارچه هاي سبزو ميبينم رو مچ دست بعضي از جوونايي كه تا چند ماه پيش هيچ حرمتي واسه سبز و سيد قائل نبودن يا روي ماشينايي كه صداي سيستمشون تا هفت تا كوچه ميره  يه جوراي بدي دلم مي گيره اخه چرا؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:21  توسط جوجو اردك زشت  | 

یک ترم دانشجو چگونه می گذرد؟


یک هفته بعد از شروع ترم




دو هفته بعد از شروع ترم






قبل از پایان ترم







در طول امتحانات میان ترم







بعد از امتحان میان ترم







قبل از امتحان پایان ترم







اطلاع از برنامه پایان ترم








7روز قبل از پایان ترم








6روز قبل از پایان ترم







5روز قبل از پایان ترم







4 روز قبل از پایان ترم




2 روز قبل از پایان ترم





1 روز قبل از پایان ترم





شب قبل از امتحان




1 ساعت قبل از امتحان





در طول امتحان





هنگام خروج از 
سالن امتحان


 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 10:48  توسط جوجو اردك زشت  | 

نامه ای به پدر

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود

با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده

يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود((پدر))

با بدترين پيش داوري‌هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند:

پدر عزيزم:

با اندوه و افسوس فراوان برايت مي‌نويسم

من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي‌خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم

من احساسات واقعي رو با ((جولي)) پيدا كردم او واقعا معركه است    

اما مي‌دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت به خاطر تيزبيني‌هاش،

 خالکوبي‌هاش، لباس‌هاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اين که سنش از من خيلي بيشتره

 اون حامله است او به من گفت ما مي توانيم شاد و خوشبخت شويم

اون يك تريلي تو جنگل داره و كلي هيزم براي تمام زمستون

ما يک رؤياي مشترک داريم  براي داشتن تعداد زيادي بچه

 او چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي‌زنه

 ما اون رو براي خودمون مي‌کاريم،

 و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن

 براي تمام کوکائين‌ها و اکستازي‌هايي که مي‌خوايم

در ضمن، دعا مي‌کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه

 و جولي بهتر بشه نگران نباش پدر مي دونم چطور از خودم مراقبت كنم

مطمئنم که براي ديدارتون بر مي‌گرديم اونوقت تو مي‌توني نوه‌هاي زيادت رو ببيني.

با عشق:

پسرت: جان

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقي:

 

پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه ي تام فقط مي‌خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه هست

هروقت براي اومدن خونه امن بود، بهم زنگ بزن دوسِت دارم!

 

شغل دوم 66 چهره ي مش هور ايراني

۱-محمدرضا گلزار --- کلوب زيبايي
2- بهرام رادان --- کافي شاپ
3- پرويز پرستويي --- کارمند دادگستري (قبلاً)
4- پژمان بازغي --- فروش اقساطي خودرو
5- رضا صادقي --- کافي شاپ
6- علي لهراسبي --- تبليغات
7- تهمينه ميلاني --- معماري داخلي
8- قاسم افشار --- آهن فروشي
9- رضا کيانيان --- مجسمه سازي
10-حسين زمان --- استاد دانشگاه
11- يوسف تيموري --- فروشگاه لوستر فروشي
12- مهتاب کرامتي --- مزون لباس
13- محمد سلوکي --- پيک موتوري و نمايندگي پارس
14- نيما مسيحا --- کارخانه توليد واکس
15- فتحعلي اويسي --- کارمند شبکه اول سيما (قبلاً)
16- ليلا حاتمي --- کافي شاپ
17- محمود شهرياري --- فروش اشياء عتيقه (قبلاً)
18- بهنوش بختياري --- منشي صحنه
19- ساعد هدايتي --- کارمند بيمارستان
20- رضا رشيدپور --- محاسبات ساختماني
21- امين تارخ --- آموزشگاه بازيگري
22- سيد محمد حسيني --- معاملات املاک در امارات
23- بهرام شفيعي --- ساخت و ساز
24- مريلا زارعي --- تجارت
25- سيدجواد يحيوي--- کشت گندم
26- عليرضا دبير --- فروشگاه شکلات
27- رامبد جوان --- تبليغات
28- ماني رهنما ---- تدريس آواز و مربي دوچرخه سواري
29- مريم کاوياني --- پرستار
30- نيکي کريمي --- مترجم
31- شبنم قلي‌خاني --- مدرس دانشگاه
32- مرتضي حيدري --- سهامدار بانک
33-هرمز شجاعي مهر – سردبير خانواده سبز
34- سيدمحمدرضا حسينيان --- سردبير زندگي ايده‌آل
35- لاله صبوري --- مدير رستوران (قبلاً)
36- حميد غلامعلي --- کارمند بانک
37- رضا عطاران --- آتليه عکاسي
38- مجيد اخشابي --- استوديوي توليد موسيقي
39- مهرداد ميناوند --- معاملات املاک در امارات
40- بهاره رهنما --- نويسنده
41- حسين رفيعي --- آتليه نقاشي
42- محمد نصرتي --- فروشگاه لوازم صوتي و تصويري
43- پوريا پورسرخ --- طراحي فضاي سبز
44- شاهين آرين --- تالار پذيرايي
45- سپند و کمند اميرسليماني --- آتليه عکاسي
46- حسن جوهرچي--- تبليغات
47- علي دهکردي --- دفتر فيلمسازي
48- حميد استيلي --- بوتيک
49- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحي داخلي
50- امير تاجيک --- مهندسي بدنه هواپيما (قبلاً)
51- سيد جواد هاشمي --- معلم
52- مريم اميرجلالي --- حسابدار
53- کريم باقري --- نمايشگاه اتومبيل
54- علي مصفا --- کافي‌شاپ
55- مرجان شيرمحمدي --- نويسنده
56- مسعود کيميايي --- مدرسه فيلمسازي
57- حميد خندان --- کافي شاپ
58- داريوش مهرجويي --- مترجم
59- عليرضا افتخاري --- ساخت و ساز
60- انديشه فولادوند --- تجارت
61- خشايار اعتمادي --- ساخت و ساز
62- نگار جواهريان --- روزنامه‌نگار
63- لاله اسکندري --- صنايع دستي
64- افشين يداللهي --- روانپزشک
65- گلاب آدينه --- کلاس بازيگري
66- محمد اصفهاني --- ساخت و ساز

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 10:21  توسط جوجو اردك زشت  |